یه روز یه ترکه میره مهمونی ، صابخونه یه سگ داشت که اسمش جو بود . سگه میره زیر صندلی ترکه میشینه . یه هو ترکه بدجوری گوزش میگیره . با خودش فکر می کنه اگه بگوزه صابخونه فکر می کنه که جو گوزیده .
ترکه یه کم از گوزش رو ول کرد صابخونه سریع به جو گفت :
-جو برو تو حیاط ، ولی جو تکان نخورد .
ترکه که خیالش راحت شد که میافته گردن جو یه کم دیگه گوزید .
صابخونه باز سریع به جو گفت :
-جو برو تو حیاط ، ولی بازجو نرفت .
ترکه این دفعه با خیال راحت تمام گوزش رو ول کرد .
- جو، حتما می خوای این آقا سرت برینه !!! 
میدونی آروغ چیه:
یه دسته گوز که راهشونو گم کردندJ
.....
می دونی فرق تو با گوز چیه؟
گوز از دل بیرون میره ولی تو از دلم بیرون نمیری
.....
میگن زیباترین هنر هنر عشق ورزیدن است...اما ازاون زیباتر هنر بیصدا گوزیدن است... پس زیبا ترین هنر ها تقدیم تو باد

.....
سه چیز باعث شرمندگی آدمه:
1.گوزیدن هنگام خمیازه
2.گوز بی صدا
3.با صدای گوز از خواب پریدن
.....
تا گوز بعدی بابای
تو اردبیل برای دوشیدن شیر گاو 30 نفر لازمه !! یک نفر سر پستونای گاو را میگیره و 29 نفر گاوه را بالا و پایین میکنن !!

روز قيامت خدا به مردا ميگه: اونايي كه زن ذليل بودن سمت چپ بقيه سمت راست. همه ميرن سمت چپ فقط يكي نميره. خدا بهش ميگه چرا تو نرفتي اونور؟ ميگه: خانومم گفته اينجا وايسا!
يه تركه تو آينه عكس خودشو مي بينه بعد مي گه : ا...اين چه آشناست ! بعد از يه ساعت فكر كردن داد مي زنه : فهميدم ... اين همون کره خریه كه امروز تو آرايشگاه یک ساعت زل زده بود به من !
يه روز ترکه پاش درد ميکرده تو جورابش قرص بروفن ميندازه.

تركه ميميره? عكسشو نداشتند بذارن رو قبرش? تا گردن دفنش مي?كنند.
ترکه قاشق قاشق ماست مي ريخته تو اب رودخونه بعد يه لره مياد ميگه چي کار مي کني ؟ ترکه ميگه دارم دوغ درست مي کنم لره بش ميگه همينه که ميگن خرين ديگه اخه اين همه دوغ رو کي ميتونه بخوره!!!

یه بار یه مغز راه می افته دنبال یه ترکه می گه بگو منو کم داری بگو


آرزوی جوجه تیغی: بغلش کنن. آرزوی پاندا: عکس رنگی بندازه آرزوی گوسفند: رو صندلی جلو وانت بشینه


ميدوني چرا قزوينيا خوشبختن؟ چون خوشبختي جرات نداره بهشون پشت کنه


به ترکه ميگن اگه دنيا رو بهت بدن چيکار می کنی؟ ميگه خفه شو من خودم زن دارم

.......
لره میره پیش یکی میگه چه کار کنم از ترکا بزنم جلو میگه برو توی کویر شنا کن لره میره توی کویر داشته شنا میکرده یه دفعه میبینه ترکه با قایق موتوری از کنارش رد میشه
.......
از يه لره ميپرسن تو شما آدم مشهور هم هست ميگه آره .... سوفيا لُره ! ، اليزابت تاي لُر ، لُر و هاردی .... يه ماده شيميائی هم هست که اختراع خودمونه بهش ميگن کلُر
......
يك لره زن تهراني ميگيره تهرانيا ميگفتن سبد سبد گل ياس عروس ما چه زيباست لرا برا اينكه كم نيارن ميلن گوني گوني پشگل عباس علي خوشگل
......
نظرات شما عزیزان: